سفر یکی از لذتبخشترین تجربههای انسان در طول زندگی است. یکی از مهمترین فواید این تجربه محبوب، افزایش آگاهی و آشنایی با اقلیم و فرهنگ مناطق مختلف جهان است. همچنین سفر میتواند سهم بزرگی در زیباترین و مفرحترین لحظههای زندگی داشته باشد. برای آنکه سفری لذتبخش و دلچسب باشید، باید علاوه بر توجه به امکانات رفاهی و تفریحی، به نکات سفر امن هم اشراف داشته باشید. سفر امن نیازمند رعایت چند نکته مهم و در عین حال ساده است که در این مطلب ، نگاهی اجمالی به آنها خواهیم داشت.
به نظر شما برای داشتن یک سفر امن و آرامشبخش به چه نکات دیگری باید توجه کنیم؟ نظرات و تجربیات خود را از طریق بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید.
فلاسک تبلیغاتی
ارمنیان، این مهاجران دیروز و شهروندان امروزِ اصفهان زمانی که مجبور شدند به پایتخت ایران عصر صفوی نقل مکان کنند، طبیعتا با خود چیزهایی برای خانه جدیدشان به ارمغان آوردند. البته که دستشان بخاطر جنگ خالی بود. اما نشان دادند که ارزش آدمی به داراییهای مادیاش نیست. آنها توشههای علمی و تواناییهای خود را به با خود به اینجا آوردند. فرقی هم نمیکند شهروند عادی باشند یا یک اسقف مثل اسقف کساراتسی.
اسقف کساراتسی کسی بود که اولین چاپخانه را نه تنها در ایران که در خاورمیانه به راه انداخت. چاپخانهای در اصفهان و در محله جلفا و با یاری شاگردان خودش در مدرسه دینی که هیچکدام هم تخصصی در این کار نداشتند. به این ترتیب اولین کتاب چاپی در دِیر سورپ آمنا پرگیچ (نجات دهنده مقدس) یا همان کلیسای وانک معروف در اصفهان، ایران و حتا خاورمیانه ساخته و پرداخته شد.
آن مرد اینجاست. سالها ایستاده میانِ میدانچهای کوچک، رو در روی کلیسای وانک اصفهان، با ردایی بلند، نرم و افتاده و با کلاهی که سایهاندازِ چهره و چشمها و محاسن گندمگونِ اوست. ستونی کنار دست راستش، کتابی روی آن و دستی تکیه داده بر روی جلد کتاب، که انگار خودمانی و یگانه با آن شده است. در دست دیگرش درست روبروی چهرهاش که به سمت کلیسا دراز شده چیزی، شیء کوچکی میان انگشتان شست و اشاره گرفته است. اسقف آن خلیفه زمانه سخت در بحر آن فرو رفته. اما این شیء چیست که اسقف ما اینگونه فکریِ آن است؟ از آستین ردا و افتادگیش و آن حفرهی ایجاد شده هم نمیشود گذشت. حفرهای که انگار به ما میگوید او چیزی در آستین دارد. میتوان اینها همه را خوب و با دقت برای ساعتها و روزها دید و تماشا کرد و مثل کتابی خواند.
از زبان شاعرانه و توصیفی بیرون میآیم. دو پاراگراف اول، وصف مجسمهای است در محلهی جلفای اصفهان. قصدم این بود که بگویم همین مرد/مجسمهای که در سفری به اصفهان، ممکن است با بی اعتنایی پشت به آن کنیم و با کلیسا عکسی بگیریم و بعد بلیط بخریم و داخل شویم، یا روی لبههای حوض و باز پشت به او بستنی، قهوه و نوشیدنی میل کنیم و از دینگ دینگ ناقوسها کیفور شویم، خودش کم ارزش دیدار ندارد. اما از توصیف و تماشای صرف که بگذریم (با اینکه میتوانستم صفحهها از آن بنویسم و پر کنم و خیلیها از این تماشای مشترک کیف کنند) این را به خودتان واگذار میکنم تا خودتان لذت تماشا و توصیف را تجربه کنید که خود تجربهای است بس گرانبار.
حالا هر بار به اصفهان رفتید، قهوه و نوشیدنیتان را که خوردید، میتوانید حین نوشیدن سر برگردانید و به آن مرد و آن شیء کوچک توی دستش و آن حفره آستین که مثل چاهی است که آلیس را به سرزمین عجایب برد نگاهی بیندازید، میشود این داستانها را با او به یاد آورد. میشود داستانهای جدیدی برای او ساخت. میشود با همسفرهایمان در موردش خیال ببافیم. هر چه باشد انسان از ابتدای امر به همان اندازه که به آب و غذا نیاز داشته، نیاز به قصه و تخیل را هم حس کرده و با قصهها جایگاه خودش در جهان را مدام کشف کرده و کشف کرده و کشف کرده.
باید اعتراف کنم خود من هم سالها با بیاعتنایی از کنارش گذشته بودم تا اینکه در یک غروب سربی رنگ زمستانی وقتی که شهر از شدت سرمای خشک خلوت بود، شنیدم یک کودک خطاب به مجسمه میگوید: «بگو ببینم چی تو دستت داری؟ زود باش ببینم سرده الان مامان میاد. (مادرش توی یکی از مغازههای روبروی کلیسا بود.) چیه اون تو دستت گرفتی نگاش میکنی هی؟»
یک شاعر ارمنی به نام زادور اُقلی هم همین کار را کرده. او شعری در وصف همین اسقف سروده. شعری در مایههای طنز. من فقط داستان این شعر را از زبان نویسنده و منتقد ارمنی آقای روبرت صافاریان میآورم:
«دکاندارهای مقابل در ورودی کلیسای وانک یک روز صبح با مجسمه مردی روحانی روبهرو میشوند. انگار شب پیش به ناگهان از آسمان به زمین افتاده. دور مجسمه حلقه میزنند و هر کدام چیزی میگوید و تلاش میکند حدس بزند این مرد کیست؟ و آن شیئی که میان دو انگشت رو به آسمان گرفته چیست؟ جر و بحثهای لفظی به درگیری میکشد و سرانجام با میانجیگری ریشسفیدی، مجسمه لب به سخن میگشاید و اعلام میکند خاچاطور کِساراتسی است و از آن دنیا آمده سری به جلفا بزند و ببیند آیا شکوه دیرین آن هنوز پابر جاست؟ میگوید آمده است ببیند آیا هنوز بیست و چهار کلیسای شهر دایرند؟ آیا کاخهای خوجاهای جلفا سرپا هستند و آیا هنوز بازرگانان جلفا با هند و سنگاپور تجارت میکنند؟ در جاده ابریشم در آمدوشدند و به تزار روسیه حقحساب میپردازند تا آزادانه در امپراتوریاش دادوستد کنند؟
حالا دیگر اسقف همانجا ایستاده تا گذر زمان، رفتنها و آمدنها و تغییرات را همیشه و هر لحظه زیر چشم داشته باشد. اما واقعن این اسقف کیست؟ یعنی چه کرده و چرا جلفا برایش آنقدر مهم است؟ و آن شیء؟ آن شیء مرموز.
قصهها همیشه جذابند، فرقی نمیکند برای ستارهها و فاصله میانشان باشد یا تکه سنگی به ظاهر بیارزش یا تکه ابری یا درختی و یا مجسمهای در میدانچه ای کوچک در شهر اصفهان.
اسقف خاچاطور کساراتسی پیشوای مذهبی ارامنه مسیحی در زمان شاه صفی و در جلفای اصفهان بود. کساراتسی در سال ۱۶۳۰ میلادی از سمت خود کناره میگیرد و پا در رکاب سفری به لهستان میگذارد تا در آنجا به ادامه کار تدریس و سر و سامان دادن به وضعیت دینی جامعه ارامنه آنجا بگذراند. اما کساراتسی بیش از یک رهبری صرف دلش میخواسته کارهایی برای پیشرفت در جهت آگاهی بکند. از این رو زمانی که در راه بازگشت به کشور ایروان بود در بیابان به دانشمندی مسیحی به نام ملیک سدک برخورد که در حال اعتکاف و عبادت دائم بوده. همانجا به شاگردی او در میآید.ما سفر اروپا او را به فکر وا داشته بود که ارامنه از علم و امکانات زمانه ناآگهاند. بعد از این دوره تاثیر گذار او زمانی که برای بار دیگر به پیشوایی مذهبی ارامنه جلفا رسید دیگر نمیتوانست از روشن کردن هم کیشان خود دست بردارد. پس با همراهی آنها به متون کتب قدیمی رجوع کردند تا با دید روشنتری آنها را بازخوانی کنند.
این روحانی دانشمند در سفر اروپا با صنعت چاپ هم آشنایی پیدا کرده بود. صنعتی که اول بار توسط ونیزیها با آن آشنا شد. او در مواجهه بیشتر با کتابها این نیاز را در جامعه خود احساس کرد، نیاز به کتاب چاپی به جای نسخههای دستنویس. چیزی که هنوز نه تنها در ایران که در کل خاورمیانه از آن بیبهره بودند. این باعث میشد افراد بیشتری به متون دسترسی پیدا کنند و در حقیقت نوعی چراغ برای روشنایی دانش را انجام میداد.
کساراتسی با وجود آشنایی کمی که با این اختراع و این صنعت داشت. با کمک شاگردان و همراهانش در مدرسه مذهبی (شاید بهتر باشد بگوییم علمی و مذهبی) آمنا پرگیچ یا همان کلیسای وانک شروع به ساخت و پرداخت این دستگاه کردند. آنها با همراهی یکدیگر حروف ارمنی یک به یک طراحی کردند. در این کار تلاش میکردند حروف را بسیار شبیه به خط خوش دستنویسها در بیاورند. شاید شبیه به کتابخوان (kindle)های امروزی که سعی دارند هر چه بیشتر به نسخه چاپی شبیه طراحیشان کنند. بلاخره بعد از مدتها تلاش و طراحی این حروف را خط آرایی کردند. اما به دلیل کمبود کاغذ مجبور شدند خودشان به تولید کاغذ هم مشغول شوند. دست آخر در سال ۱۶۴۱ میلادی موفق شدند اولین کتاب را که یک کتاب مذهبی بود با حروف بسیار درست و در صفحات دو ستونه به چاپ برسانند.
کساراتسی به آرزوی خود رسید. زمانی کتابهای چاپی را در اروپا دیده بود و حالا با همراههای خودش دست به یک کار درخشان زده بودند؛ کسانی که هیچ آشنایی با این علم نداشتند و همه روحانی و شاگردان مذهبی بودند. آنها کار بزرگی کرده بودند. به همین خاطر هم فروتنانه در انتهای کتابشان مینویسند که نسبت به این کار گذشت داشته باشید چرا که ایرادهایی دارد و باید باز هم تلاش کنند تا این ایراد را برطرف کنند.
امروز اگر به اصفهان آمدید میتوانید نسخی از این شاهکار آنها را و آن دستگاه چاپ را در موزهی کلیسای وانک ببینید.
اما اگر هنوز متوجه آن شئ کوچک در دست اسقف خاچاطور کساراتسی نشدید. همان که سالهاست در دست چپ جلو چشمانش گرفته و از تماشایش انگار سیر نمیشود. پس ادامهی داستان آن شعر زادور اقلی را با هم بخوانیم که خالی از زیبایی نیست:
اما گذر این مسافر سدههای گذشته و آورنده نخستین چاپخانه خاورمیانه به جلفا به نشست شورای خلیفهگری میافتد و به گوش خود میشنود که اعضای شورا دارند حساب و کتاب میکنند که چاپخانهای که او بنیاد نهاده است چقدر ضرر میدهد و آیا بهتر نیست آن را ببندند. کساراتسی دلچرکین به چاپخانه میرود، جایی که دستگاههای زیراکس کار گذاشته شدهاند و در گوشه تاریکی تنها یک حرف از حروف قدیمی چاپخانه کهن را مییابد. و این همان حرفی است که اکنون با دست چپ به سوی آسمان گرفته است. آری، آن شیء مرموز، آخرین حرف نخستین چاپخانه ایران است.
در جایجای ایران میتوان جاهای دیدنی و بکری را یافت که نظیر آن در هیچ کجای دنیا وجود ندارد. برای مثال اولسبلنگاه در استان گیلان یا جزیره بریس در نقطه صفر مرزی استان چابهار که هر کدام جاذبههای تماشایی خود را دارند و در نوع خود اغراق نباشد، بینظیراند. یکی دیگر از جاهای دیدنی و بکر ایران درفک است که اتفاقا در شمال ایران و استان زیبا و پر از جاذبههای تماشایی گیلان واقع شده است. درفک میتواند مقصد عالی برای سفری یک روزه به مقصد شمال ایران و یک کوهنوردی دلانگیز در رشته کوههای البرز باشد. اگر تاکنون اسم درفک به گوشتان نخورده و دوست دارید با یک جاذبه تماشایی و ناب در ارتفاعات شمال ایران آشنا شوید؛ کولهپشتی خود را بسته و در این سفر مجازی با ما همراه شوید.
درفک در اصل نام قلهای در ارتفاع ۲۷۰۰ متر از سطح دریا در رشته کوه البرز مرکزی است که در استان گیلان، منطقه عمارلو، بخش خورگام شهرستان رودبار قرار دارد. درفک در گذشته یک آتشفشان بوده و این روزها دیگر خاموش شده و خبری از جنب و جوش مواد مذاب در آن نیست.
آنچه قله درفک را به مقصدی دنج و تماشایی تبدیل کرده و از سایر قلهها متمایز میکند، وجود دیوارهای با ارتفاع ۵۰۰ متر در بخش شمالی، غاری یخی و یخچال آن است. البته منطقه ییلاقی دامنه کوه، درختان و پوشش گیاهی بینظیر دامنه را نیز نمیتوان نادیده گرفت و از آنها گذشت. خلاصه باید گفت که مجموعهای از جاذبههای تماشایی در مسیر رسیدن به قله درفک قرار گرفتهاند تا تجربهای شیرین و متفاوت از کوهنوردی را درک کنید.
دُرفَک تلفظ صحیح قله باصفای درفک است. طبق قولی درفک در اصل دالفک بوده که در گویش محلی دال به معنای عقاب و فک به معنای آشیانه است. طبق قولی دیگر درفک از قوم دربیک اقتباس شده که این قوم تیرهای از اقوام ساکن در حاشیه دریای کاسپین به شمار میرفتهاند.
و اما طبق نقل سوم درفک سرزمین مه و خورشید نام دارد. حال انتخاب با شماست که درفک را اقتباسی از قوم دربیک دانسته، سرزمین مه و خورشید بدانید یا آن را آشیانه عقاب معنا کنید.
همانطور که کمی قبلتر اشاره کردیم، درفک در حدود ۱۰۰ کیلومتری استان گیلان بین رودبار و سیاهکل در بالای دیلمان، عمارلو و خورگام واقع شده است. برای رسیدن به این منطقه از سمت استان گیلان، باید گیلان را به سمت دانشگاه گیلان و پارک جنگلی سراوان فاز دو ترک کرده و از آنجا در جوار رودخانه سفیدرود به سمت تنکابن، سپس سیاه دشتبن بروید. از همین مسیر میتوانیدراهی درفک شوید. مسیر دیگر هم اینکه قبل از رسیدن به پارک جنگلی سراوان فاز ۲ به سمت سیاهکل تغییر مسیر داده و از آنجا بهسمت دیلمان، سپس شاه شهیدان و از آنجا به درفک بروید.
فاصله مسیر دوم در حد ۱۵ کیلومتر بیشتر از مسیر اول است، اما تقریبا در هر دو مسیر متوسط ۳ تا ۳ ساعت و ۱۵ دقیقه با درفک فاصله خواهید داشت؛ چرا که مسیر هموار نیست و نمیتوانید با سرعت بالا حرکت کنید.
در دل درفک چند جاذبه تماشایی وجود دارد که در ادامه به اختصار در مورد هر کدام برایتان توضیح خواهیم داد.
اطراف قله ییلاقی، سرسبز و باصفاست. در اطراف قله هم دشت وجود دارد و هم جنگل، در واقع هم فال است و هم تماشا؛ اگر اهل جنگل باشید میتوانید سری به جنگلها بزنید، اگر عاشق دشت هستید زمان خود را در دشت سپری کرده و اگر از هر دو لذت میبرید، این امکان برایتان وجود دارد که همزمان هم از دشت و هم از جنگل نهایت استفاده و لذت را ببرید. منطقه اطراف قله جان میدهد برای چادر زدن و سپری کردن اوقات در دشت و جنگل! البته یادتان باشد برای این کار از محل سکونت محلیهای درفک دور نشده و مراقب باشید؛ چراکه در منطقه علاوهبر حیوانات اهلی، حیوانات وحشی نظیر خرس، شغال، روباه، گوزن، گرگ و پلنگ نیز زندگی میکنند.
اطراف قله علاوهبراینکه برای کمپ زدن مناسب است. این بخش اقامتگاههای بومگردی نیز دارد تا در صورت نیاز بتوانید چند روزی را در دشتهای اطراف قله درفک زندگی کنید.
یکی از جاهای دیدنی درفک یخچال یا کاسه آتشفشان آن است. این کاسه آتشفشانی در نزدیکی قله قرار گرفته و بزرگترین دهانه آتشفشانی ایران است؛ بهطوریکه طول آن ۲ هزار متر و عرض آن چیزی حدود ۷۰۰ متر است. در اطراف این دهانه چندین کلبه سنگی توسط دامداران این منطقه ساخته شده که در فصل بهار و تابستان برای استراحت از آنها استفاده میکنند. دهانه آتش فشانی درفک با دارا بودن پوشش گیاهی زیبا و دریاچهای کوچک محلی جذاب و تماشایی است.
غار درفک در گوشهای از یخچال درفک درست در پایین دیواره مجاور قله قرار دارد و برای دسترسی به آن باید تا نزدیکی قله پیش بروید. این غار ۱۰۰ متر طول دارد و از جمله غارهای یخی ایران است. دهانه غار بسیار تنگ و وارد شدن به آن تنها برای غارنوردان و یخنوردان حرفهای امکانپذیر است. بنابراین یا با غارنوردان حرفهای و تجهیزات وارد غار شده یا در غیراینصورت حتی فکر ورود به آن را نکنید؛ چراکه بسیار خطرناک بوده و عواقب جبرانناپذیری برایتان دربر خواهد داشت.
بالاخره به مهمترین و در واقع غایت دیدنیهای درفک یعنی قله آن رسیدیم. قله درفک زیباترین جای دیدنی این منطقه است. بر فراز قله که میایستید دشتی بزرگ با درختان سر به فلک کشیده که قامت خود را در پوشش مه پنهان کردهاند و آسمانی بیانتها پیش روی شما قرار دارد. چنین تابلوی بینظیری فقطوفقط قدرت خالق زیباییها را به تصویر میکشد که فقط باید ساعتها به تماشای آن نشسته و از تماشای آن لذت ببرید.
بعد از نمای خیرهکننده بالای قله، فضای تخت قله جایی است که باید ساعتها روی آن نشسته و از تماشای طبیعت لذت ببرید.
با توجه به اینکه درفک منطقهای ییلاقی بهشمار میرود، بهترین زمان سفر به این مکان فصول گرم سال است. چراکه در فصول سرد سال معمولا دمای هوا به شدت کاهش پیدا کرده و درفک بیشتر اوقات میزبان برف و باران الهی خواهد بود. بنابراین اگر بخواهیم یک بازه زمانی برای سفر به این منطقه مشخص کنیم، باید ابتدای تابستان تا اول فصل پاییز را در نظر گرفت.
در فصل تابستان هوای درفک روحبخش و دلننااانانگیز است و خبری از گرمای تابستان نیست. در این فصل جان میدهد به دل طبیعت زده طبیعت گردی کنید، مدتی را در طبیعت کمپ بزنید و از کوهنوردی لذت ببرید.
در مقابل در اولین ماه از پاییز هوای منطقه رو به سردی رفته و باید لباس گرم همراه خود داشته باشید. این فصل برای کوهنوردی مناسب و ایمن نیست؛ چراکه ممکن است وضعیت جوی هوا تغییر کرده و بارش باران و رعد و برق رخ دهد. در عوض پاییز فرصت تماشای تابلویی پاییزی و رنگ پاشی طبیعت را به شما میدهد. در پاییز به دل جنگلها زده و فرشی نارنجی را نظاره کنید. پاییز درفک لحظاتی عاشقانه و تکرار نشدنی را برایتان رقم خواهد زد. این فصل فرصتی عالی است برای اینکه دست به دست یار داده و همزمان با تماشای عشوهگری برگهای زرد و نارنجی از عشق و عاشقی بگویید.
برای اقامت در درفک سه گزینه پیش روی شما قرار دارد:
اقامت در طبیعت جذابترین و هیجانانگیزترین گزینه برای اقامت در درفک است. اگر اهل کمپینگ هستید، حتما چادر و تجهیزات کمپینگ را با خود برداشته و شبی را در دشت اطراف درفک سپری کنید. مطمئن باشید شبی خاطرهانگیز برایتان رقم خواهد خورد و حسابی لذت میبرید.
اگر خیلی با کمپ در طبیعت موافق نیستید و ترجیح میهید شب را در یک اتاق آرام و سنتی سپری کنید. اقامت در اقامتگاههای موجود در منطقه درفک یک گزینه عالی برای شماست. با اقامت در این اقامتگاهها هم زندگی سنتی را تجربه کرده و هم میتوانید ۲-۳ روزی در درفک اقامت داشته باشید؛ با اقامت در اقامتگاههای محلی هر روز صبح زود بیدار شده از فضای طنینانگیز صبح لذت ببرید و روزتان را با جیکجیک گنجشکان و آواز پرندگان شروع کنید.
اقامت در مسافرخانهها و هتلهای نزدیک به درفک مهمترین مزیتی که دارد این است که این دست از اقامتگاهها امکانات کاملی را در اختیار شما قرار داده و تجربهای شبیه زندگی در منزل شخصیتان را در اختیارتان قرار میدهد. بنابراین اگر میانه خوبی با زندگی بدون امکانات در طبیعت ندارید، اقامت در هتلها و مسافرخانههای نزدیک به درفک بهترین گزینه برای شماست. شب را تا صبح در هتل یا مسافرخانه به سر برده و صبحها با اتومبیل شخصی به درفک بروید و از بودن در منطقه لذت ببرید.
سفر به درفک را میتوان هم فال دانست و تماشا چراکه در این منطقه هم دشت و جنگل وجود دارد و هم قلهای که آن را فتح کنید. بنابراین اگر دوست دارید به منطقهای سفر کنید که همه چیز از دشت و جنگل زیبا و بکر تا قلهای سر به فلک کشیده و زیبا را در خود جای داده باشد. من سفر به درفک را به شما پیشنهاد خواهم داد.
کویر مصر مقصد نامآشنای طبیعتگردهایی است که پاییز و زمستان هم بهدنبال آغوش باز خورشیدند. اگر اینجا بروید قرار است تپه های شن های طلایی را درنوردید، دور آتش بنشینید، مُشتی ستاره برای خود بچینید، به دیدن تخت عروس بروید و سلامی هم به چال سلنکون بدهید و… . اینجا، درست در قلب دشت کویر ایران، سکوت و هیجان را با هم تجربه میکنید. پس این نوشته را بخوانید تا بدانید کویر مصر کجاست، چطور باید به آنجا بروید، چه تفریحاتی در انتظارتان هست و کدام اقامتگاه بوم گردی را انتخاب کنید.
کویر مصر که با نامهای «مزرعه یوسف»، «کلاته یوسف» یا «چاه دراز» شناخته میشود، در روستایی به همین نام در منطقه خور و بیابانک اصفهان قرار دارد. اگر بخواهید دقیقتر بدانید که کویر مصر کجاست باید بگوییم که این کویر در ۴۵کیلومتری شهر جندق و ۵۵کیلومتری شهرستان خور واقع شده است. در واقع اگر بخواهید از سمت تهران – دامغان به نائین و اصفهان بروید، میتوانید در میانه راه و پس از گذشتن از مزارع امیرآباد به سمت روستای خشتی مصر برسید و خود را برای تماشای کویر بیحدزیبای مصر آماده کنید.
در سفر به این منطقه به خاطر بسپارید که قرار است به قلب دشت کویر ایران سفر کنید؛ بنابراین انتظار هوای گرم و خشک را داشته باشید. از قرار معلوم کویر مصر مقصدی است برای سفرهای روزهای سرد سال.
حتماً شما هم در طول سال و مخصوصاً فصلهای پاییز و زمستان، نام کویر مصر به گوشتان خورده است و سودای رفتن به آنجا و دیدن این جاذبه گردشگری نفسگیر را در سرتان دارید. اگر بخواهید زمستان پیش رو به این منطقه بروید، باید اول خود را به روستای مصر برسانید. این روستای کوچک و کمجمعیت، کمتر از ۱۵۰ نفر جمعیت دارد؛ اما توانسته است به لطف جاهای دیدنی خود، میزبان توریستهای داخلی و خارجی بیشماری در طول سال باشد.
حالا وقت آن است که برویم سراغ روشهای رسیدن به اینجا:
به جرئت میتوان گفت که برای دیدن جاذبه های گردشگری ایران، اولین گزینه، همیشه سفر با ماشین شخصی است؛ چراکه زمان و برنامهریزی سفر دست خودتان است و متناسب با علاقه و نیاز خود مدتزمان سفر را تعیین میکنید. پیشنهاد میکنیم اگر ماشین آفرود دارید و آفرودباز هستید، به فکر سفر با ماشین شخصی به مصر ایران باشید و مطابق مسیری که پیشتر از آن گفتیم، خود را به خور و بیابانک برسانید و مسیر را به سمت دشت ایران ادامه دهید.
تور گردشگری گزینه پرطرفدار دیگری است که نمیتوان از خیر مزایایش گذشت. برای سفر به کویر مصر کافی است یک کوله پشتی حاوی لباس مناسب روز و شبهای این منطقه، خوراکیهای خوشمزه و مقوی و… جمع کنید و فارغ از هفتدولت، بروید برای حداقل یک شب و دو روز خوشگذرانی. در سفر با تور دیگر خبری از دغدغههای «شب کجا بمانیم؟»، «چه غذایی بخوریم؟» یا «اگر ماشین خراب شود، چه کنیم؟» را ندارید.
خوب است که بدانید در چند سال اخیر، تور کویرنوردی از اغلب شهرها مانند تهران، مشهد و اصفهان با قیمتی منطقی و بهصرفه برگزار میشود.
وسایل نقلیه عمومی راه دیگری برای رسیدن به کویر سخاوتمند ایران است. کافی است مثلاً با پرواز تهران اصفهان خود را به اصفهان برسانید و پس از آن با تورهای محلی به سمت کویر بروید. با این حال، اگر سفرتان صرفاً تفریحی است، به نظر ما بهترین روش سفر به کویر مصر، استفاده از تورهای گردشگری است.
یک قانون کلی وجود دارد و آن هم این است که بهترین زمان برای سفر به کویر، فصلهای سرد سال است و مصر هم از این قاعده مستثنی نیست. در فصل تابستان، گرمای هوا بیطاقتتان میکند و خبری از لذتبردن برایتان نیست؛ اما در فصل پاییز و زمستان، دمای این منطقه معتدل و بهاری است، به حدی که پوشیدن یک لباس تابستانی در روز برایتان کفایت میکند؛ اما گول خورشید سوزان روزهای کویری را نخورید، شب (و گاهاً برخی از روزها) دمای هوا بهشدت افت میکند و شما به لباس گرم احتیاج خواهید داشت.
بهتر است بدانید که در فصلهای سرد معمولاً از گزند حیواناتی همچون مار، عقرب و روتیل در امان هستید؛ چون آنها در خواب زمستانی خود به سر میبرند. به همین دلیل است که میگویند از آبان تا اردیبهشت هر سال، بهترین زمان سفر به کویر مصر است.
اگر میخواهید بدانید در سفر به کویر مصر، چه تجربههایی انتظار شما را میکشند، باید نگاهی به لیست زیر بیندازید:
به نظر کسی نیست که تعریف و تمجید شبهای کویر و آسمان پرستارهاش را نشنیده باشد. آسمان کویر مصر صاف، بدون ابر، پرستاره، شفاف و زیباست. آسمان شب کویر مصر را نمیتوان با واژهها توصیف کرد، باید آنجا باشید تا دست دراز کنید و یک ستاره برای خود از آسمانش بچینید. از آنجایی که هوای شب هم در این منطقه نسبتاً سرد میشود، روشنکردن آتش و شبنشینی و گپوگفت با همسفران از آن تجربههای خاطرهساز محسوب میشود.
در طول روز هم کافی است پا برهنه روی تپه های شن های روان و رمل های طلایی قدم بزنید و در سکوت آنجا به دنبال پیداکردن خود بروید. آسمان، آبیِ آبی است و زمین بهزیباترین رنگ خاکیِ ممکن نقاشی شده است. اینجا همان جایی است که برای عکاسی و خلق ایدههای ناب عکاسی در کویر جان میدهد.
به نظر من، کویرنوردی آدابی دارد که باید تکبهتک آنها را به جا آورد. همانطور که شبنشینی و پابرهنه قدمزدن روی رملها و عکاسی را در سفر به کویر مصر اصفهان تجربه میکنید، باید تفریحات زیر را هم انجام دهید:
شترسواری در کویر مصر جزء جدانشدنی از سفر گردشگران است. افراد محلی با دریافت وجهی، در نزدیکی کویر شما را سوار بر شترهایشان میکنند تا بتوانید خاطره جالب شترسواری را با قدمزدن روی تپه های شن های طلایی تجربه کنید.
موتورهای چهار چرخ از آن تجربههای هیجانانگیز و البته بیخطری است که پیشنهاد میکنیم آن را از دست ندهید. تصور کنید قرار است رانندگی را با بهرقصدرآوردن شنهای نرم در دل دشت کویر ایران تجربه کنید! حتی تصورکردنش نفس آدم را بند میآورد.
اگر آفرودباز باشید و با ماشین شخصی خود به کویر مصر رفته باشید، قطعاً میدانید که چه تفریح وصفنشدنی با آغوش باز پذیرای شماست؛ اگر هم تا به حال آن را تجربه نکردهاید، در سفر پیش رویتان به کویر مصر، با چند همسفر خود یک خودروی آفرود کرایه کنید و بزنید به دل کویر طلایی و سرعت و هیجان را یکجا تجربه کنید.
سند بوردینگ یا همان شن سواری را هم میتوانید اینجا تجربه کنید تا آدرنالین خونتان به بیشترین حد خودش برسد؛ پیشنهاد میکنیم اگر تحمل هیجان زیاد را ندارید، بورد خود را همراهتان نبرید.
سفر به کویر مصر فقط با دیدن این کویر و تجربه چند تفریح مهیج ختم نمیشود. در حقیقت اگر بخواهید حق مطلب سفر به این منطقه را ادا کنید، باید از جاهای دیدنی نزدیک کویر مصر هم دیدن کنید:
چال سلکنون (سیلکنون) در شمال روستای مصر قرار دارد و در واقع فرورفتگیهای زیبایی است که بر اثر سیل به وجود آمده است و توسط تپههای شنی محصور شدهاند. برای رفتن به چال سلکنون و دریاچه سلکنون باید از روستای مصر به طرف روستای فرحزاد و سپس دوراهی چال سلکنون بروید.
قبول دارید که لقب عروس مخصوص زیباترینها و دیدنیترینهاست؟ تخت عروس هم دقیقاً بهدلیل تماشاییبودن وصفناپذیرش این نام را به خود گرفته است. از بالای تخت عروس میتوانید تپههای شن روان، تخت شور، چال سلکنون، باتلاقهای کویر مرکزی، روستای مصر و کوههای دامغان را ببینید.
دریاچه نمک کویر مصر یا همان دریاچه نمک خور بزرگترین دریاچه نمک فصلی ایران است. جالب است بدانید این دریاچه وسیع یکی از بزرگترین منابع استخراج پتاس در جهان است. وقتی به دیدن این دریاچه بروید، اشکال پنجضلعی نمکی را میبینید که به دلیل وجود اختلاف دمای شب و روز به وجود آمده است.
اگر میخواهید مدتی را زیر سقف آبی آسمان، در میان نخلستانهای سربهفلککشیده، در کنار دریاچه نمک و بافت تاریخی روستایی سپری کنید، حتما به قلعه بیاضه بروید. اگر نمیدانید قلعه بیاضه کجاست باید بگوییم که کافی است ۵۰ کیلومتر به سمت جنوب شرقی شهرستان خور برانید.
راستی! هتل روستای بیاضه در بلندای کویر هم میتواند نظرتان را برای اقامت جلب کند.
اگر تا به اینجای متن بهدنبال چرایی و دلیلی برای سفر خود به کویر مصر بودید، قطعا به جواب رسیدهاید و حالا زمان انتخاب اقامتگاه است. اگر میخواهید در هتلهای مدرن اقامت کنید کافی است خود را به اصفهان یا طبس برسانید و در یکی از هتلهای آنها اقامت کنید؛ اما ما برایتان پیشنهادهای شگفتانگیزتری داریم که در ادامه میتوانید بهطور مختصر با آنها آشنا شوید.
بالی، یک هتل ۲ستاره و البته بزرگترین هتل کویری ایران است که در شهر خور و بیابانک قرار دارد. این مجموعه ۲طبقه بوده و ۳۳ اتاق دارد. شما در هتل بالی میتوانید بر حسب سلیقه خود، اتاقتان را از میان اتاقهای مدرن یا سنتی انتخاب کنید.
هتل سنتی تی دا کویر مصر ۳۰ واحد اقامتی دارد که همگی در طبقه همکف ساخته شدهاند. هتل تی دا در شرق استان اصفهان، در ۵۸کیلومتری خور و بیابانک و در میان تپه های شنی روستای فرحزاد واقع شده است. اگر به رصد ستارگان علاقهمندید کافی است رو به آسمان هتل تیدا کنید و ساعتها به جشن ستارهها در آسمان خیره شوید.
اقامتگاه بوم گردی خانه مازیار یا اقامتگاه بومگردی آتشونی در میان روستای دیدنی گرمه قرار دارد که معجزه آرامش کویر را تقدیمتان میکند. موسیقی سنتی زنده، غذاهای لذیذ محلی، فضای تاریخی، امکان شترسواری و پیادهروی در رملهای کویری و رصد ستارگان از ویژگیهایی است که در این اقامتگاه هر گردشگری را به خود جذب میکند. این را هم بدانید که این مجموعه فقط ۷ واحد اقامتی دارد.
در کویر مصر شما با گونههای متنوعی از حیوانات روبهرو میشوید؛ این تنوع شامل انواع پستاندار، خزنده، پرنده و… است که برخی از آنها عبارتند از شتر، گربه و روباه شنی و نیز پرندگانی مانند شاهین. مار، رطیل و عقرب هم از دیگر گونههای جانوری این منطقه هستند که ممکن است برایتان خطرآفرین باشند؛ بنابراین بهتر است این نکات را در سفر کویریتان در نظر داشته باشید:
سفر به کویر مانند هر سفر دیگر ابزار خود را میطلبد تا بتوانید تجربه لذتبخشی را کسب کنید، پس قبل از شروع سفر از همراهداشتن وسایل زیر مطمئن شوید:
با خواندن این نوشته، تجربه یک سفر مجازی به کویر مصر را داشتید. اگر بخواهید در عالم واقعیت هم آن را تجربه کنید باید بدانید که هزینه این سفر برایتان نسبتاً ارزان تمام میشود. شاید هم قبلا به این منطقه از اصفهان سفر کردهاید و با کولهباری از تجربه بازگشتهاید و امروز به یاد خاطرههای خوش، شروع به خواندن داستان ما کردید؛ اگر چنین است برای ما و علیباباییها از خاطرات و تجاربتان بگویید.
کویر مصر بهدلیل نزدیکبودن به روستای مصر، به این نام، نامیده شده است.
بهترین روش برای سفر به کویر مصر، خرید تور مسافرتی است؛ همچنین شما میتوانید با وسیله نقلیه شخصی به این منطقه سفر کنید.
فاصله تهران تا کویر مصر حدود ۷۱۶ کیلومتر است.
فاصله اصفهان تا کویر مصر حدود ۴۰۵ کیلومتر است.